جامعه شناسی فرهنگی

تفکر انسان مانند یک چتر نجات است تنها زمانی می تواند کار کند که باز باشد

کتاب یادگیری کارآمد و موثر با همکاری آقای دکتر عربانی دانا در سال ۱۳۹۱ از طرف انتشارات پیام رسان به چاپ رسیده است
با عنایت به اهمیت و ضرورت آشنایی دانش آموزان و دانشجویان با اصول، فنون و مهارت های یادگیری به منظور فهم و درک مطلب و تندخوانی مؤثر و کارآمد
این کتاب در ۹ فصل شامل ۱.تعریف و خصوصیات یادگیرنده ۲. تفکر خلاقیت در یادگیری ۳. برنامه ریزی برای یادگیری ۴.نقش گروه ها و نهادها(خانواده و مدرسه )در یادگیری ۵.شرایط مکانی و زمانی در یادگیری ۶.مراحل یادگیری ۷.روش های مطالعه ۸.حافظه و قابلیت‌های آن در یادگیری ۹.نقش والدین و دانش آموزان، چگونگی کاهش استرس در امتحان و...تهیه و تالیف گردید است

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۵ساعت   توسط دکتر صفی اله ملکی  | 

در ادبیات کلاسیک حقوق کودک، همواره بر حق بر بقا، رشد شناختی، سلامت، آموزش، امنیت و مشارکت تأکید شده است. این حقوق، ستون‌های حمایت از کودکان و از دستاوردهای محوری حقوق بشر معاصرند. با این‌حال، تحولات شتابان جهان امروز پرسشی نو را فراروی سیاست‌گذاران و حقوقدانان قرار داده است: آیا کودکان تنها حق زنده ماندن و آموزش دیدن دارند، یا حق دارند به آینده‌ای زیست‌پذیر و امیدبخش نیز امیدوار باشند؟ این پرسش، که در نگاه نخست فلسفی می‌نماید، در ژرفای خود یکی از چالش‌برانگیزترین مسائل حقوق کودک در قرن حاضر است.

بیشتر بخوانید
  • ناامیدی؛ سلاح دشمن برای تخریب اراده ملی
  • روایت اشک و امید در مسیر زینبیه اعظم
  • اجرای طرح پویش خانه امید در ابهر

جهان امروز با جنگ‌های طولانی، بحران‌های اقتصادی، تغییرات اقلیمی، مهاجرت‌های اجباری و نابرابری‌های فزاینده، میلیون‌ها کودک را با احساس ناامنی نسبت به آینده مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، امید از یک احساس فردی به مسئله‌ای اجتماعی، سیاسی و حقوقی تبدیل می‌شود.

پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهند کودکانی که به آینده امید دارند، از سلامت روانی بالاتر، انگیزه بیش‌تر برای یادگیری و تاب‌آوری قوی‌تری برخوردارند. امید به کودک امکان می‌دهد میان دشواری‌های امروز و افق بهبود فردا پیوند برقرار کند؛ حال آن‌که ناامیدی، به کاهش انگیزه تحصیلی، اختلالات روانی و انزوای اجتماعی می‌انجامد و سرمایه‌گذاری بر استعدادها را تضعیف می‌نماید.

در سال‌های اخیر، اضطراب زیست‌محیطی به یکی از دغدغه‌های جدی کودکان بدل شده است. آنان اخبار خشکسالی، آتش‌سوزی‌ها و نابودی زیست‌بوم‌ها را مشاهده می‌کنند و به تدریج باور می‌یابند که آینده ممکن است برای زندگی امن نباشد. این نگرانی، صرفاً یک مسئله محیط زیستی نیست؛ بلکه مستقیم به حق کودک بر امید پیوند می‌خورد.

کودکی که فردایی ویران و ناامن را پیش‌بینی می‌کند، چگونه می‌تواند برای تحصیل، اشتغال یا تشکیل خانواده برنامه‌ریزی کند؟ بدین‌ترتیب، حفاظت از محیط زیست نه فقط یک تعهد زیست‌محیطی، بلکه بخشی از تعهد دولت‌ها به حفظ امید نسل آینده است.

جنگ‌ها و مخاصمات مسلحانه نیز تصویر کودکان از آینده را مخدوش می‌سازند. مشاهده خشونت، آوارگی و ازدست‌دادن عزیزان، باور به امکان زندگی بهتر را متزلزل می‌کند. بحران‌های اقتصادی نیز با ایجاد نااطمینانی در خانواده‌ها، نگرانی را به کودکان منتقل می‌کنند و آنان را به بی‌فایده‌گی تلاش برای آینده سوق می‌دهند.

در این میان، پرسش حقوقی اساسی آن است که آیا امید می‌تواند موضوع حمایت حقوقی قرار گیرد؟ سنت حقوقی معمولاً از منافع ملموس حمایت می‌کند، اما تحول حقوق بشر نشان داده که مفاهیم انتزاعی‌ای چون کرامت انسانی و محیط زیست سالم، به تدریج به حقوق مشروع بدل شده‌اند. از این منظر، حق بر امید به معنای تضمین موفقیت یا خوشبختی برای همه کودکان نیست، بلکه به مفهوم پرهیز دولت‌ها از اقداماتی که به طور غیرضروری آینده کودکان را تهدید می‌کنند و فراهم‌آوردن شرایطی برای چشم‌اندازی معقول و مثبت است. این حق با عدالت میان نسل‌ها پیوندی عمیق دارد: نسل حاضر نباید رفاه خود را به بهای نابودی فرصت‌های نسل آینده تأمین کند.

برای تحقق این حق، حرکت به سوی سیاست‌گذاری نسل‌محور ضروری است؛ سیاستی که منافع کودکان و نسل‌های آینده را معیار اصلی تصمیم‌گیری عمومی قرار دهد. نظام آموزشی نیز در شکل‌دهی به امید نقشی کلیدی دارد؛ مدرسه باید محلی برای توانمندسازی و مشارکت باشد تا کودک بیاموزد می‌تواند بر زندگی خود اثر بگذارد.

خانواده نیز نخستین بستر شکل‌گیری امید است و نگرش والدین در حفظ یا تضعیف آن تأثیری انکارناپذیر دارد. رسانه‌ها نیز مسئولیت دارند تا در کنار بازتاب بحران‌ها، چشم‌اندازهای امیدبخش را نشان دهند و از تقویت درماندگی کودکان بپرهیزند.

شاید زمان آن رسیده که حقوق کودک گامی فراتر از حمایت از بقای جسمی بردارد و به ابعاد عمیق‌تر زندگی انسانی توجه کند. کودکان نه‌تنها برای زنده ماندن، بلکه برای رؤیاپردازی و ساختن آینده‌ای بهتر متولد می‌شوند. حق بر امید، در نهایت، حق برخورداری از فردایی قابل‌تصور است؛ حقی که در آن کودک به جای ترس، امکان را می‌بیند و به جای بن‌بست، افق را نظاره می‌کند.

این موضوع که در نقطه اتصال حقوق کودک، روان‌شناسی رشد، عدالت میان نسل‌ها، سیاست‌گذاری عمومی، اقتصاد، محیط زیست و مطالعات صلح قرار دارد، ظرفیت آن را دارد که به نظریه‌ای نو در حقوق کودک بدل شود و تاکنون در ادبیات حقوقی فارسی تقریباً بکر مانده است.

نویسنده: صفی‌اله ملکی، دکتری جامعه‌شناسی.

نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر ۱۴۰۵ساعت   توسط دکتر صفی اله ملکی  |